شمس الدين محمد بن محمود آملي

184

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

مخالف عادت بود يا منع آنچه موافق آن باشد و هر چند وصول به حقيقت اين صناعت صعوبتى تمام دارد و اظهار سبب فتنه و ضلالت جهال و اهل غى و ضلالت است . اما بنا بر قضيه ما لا يدرك كله لا يترك كله و به حكم من منح الجهال علما ضاعه و من منع المستوجبين فقد ظلم در فصلى چند به قدر مقدور اشارتى كرده شود تا مطالعه كنندگان كتابرا در اين علم هوسى با ديد آيد و بتتبع اشارات و رموز و شرايط آن را التزام نموده مگر بدان رسند انشاء الله تعالى . فصل اول در فضيلت و شرف اين فن بدان وفقك الله تعالى كه فايز بدين خصلت جامع است ميان كمال لذت و كمال قدرت و هر آنچه سبب اين دو كمال شود شك نيست در آنكه شرف او به غايت و فضيلت او بى نهايت بود . و اما آنكه لذت او اكمل لذات علوم است بنابر آنكه اين علم شخص را بر اسرار عالم ملك و ملكوت اطلاع ميدهد بلكه او را چنان گرداند كه روحانيانرا مشاهده كند و با ايشان سخن گويد و شنود و مخالط ايشان بشود و يكى از ايشان گردد . و اما آنكه بر اين علم قدرت حاصلشود بنابر آنكه فايز بر اين علم بر هر چه خواهد قادر بود . چنانچه امراضيكه اطبا از آن عاجز باشند همچون برص و جذام و زمانت و عشق مبرح بغايت و مانند آن تواند كرد بواسطه آنكه او به استعانت روحانيات تدبير كند و طبيب به استعانت جسمانيات و شك نيست در آنكه روحانيات قوى تر باشند از جسمانيات . در تفاسير آمده كه سبب تمرد نمرود آن بود كه حكما در زمين بابل كه تخت گاه او بود شش طلسم كرده بودند كه عقول و اوهام در ادراك و افهام